26 شهریور ۱۵ نمونهی موفق داستان برند
داستانگویی هنر قدیمی و پرقدرتی از گذشته که در فرهنگها و جوامع مختلف را به یکدیگر پیوند داده و مسبب ساخت جادهای هنرمندانه برای برقراری ارتباط با آدمها شدهاست. نه تنها برای بازگویی یک اتفاق یا حادثه و پیوند دادن عمیق بین ملتها کاربرد دارد بلکه در طول زمان سببی شد برای تا هر گروه و تجارتی که بهدنبال ایجاد رابطهای موثر با مخاطبانشان هستند، از این مهارت بهره ببرند و بتوانند هم چالشها و هم موفقیتهای کوچک و بزرگ خود را با گروهی که برای آنها تاثیرگذار هستند در میان بگذارند. روایتگریهایی که میتوانند مخاطب را مشتاق کنند تا نهتنها محصولات و خدمات برند را تجربه کند، بلکه به یک طرفدار واقعی تبدیل و ماجراهای کسبوکار را نیز با اشتیاق دنبال کند.در این مقالهی پازل، نگاهی گذرا به ماهیت داستان برند میاندازیم و به معرفی موفقترین روایتهای تجارتهای دنیا میپردازیم.
- داستان برند
- اپل
- کوکاکولا
- والت دیزنی
- نایک
- لگو
- آمازون
- ایکیا
- مایکروسافت
- Airbnb
- پورشه
- تسلا
- بن و جری
- پاتاگونیا
- Under Armour
- قلمروی خلاقیت و احساسات
داستان برند
هر چیزی که در اطرافمان وجود دارد درگیر ماجراهایی است که اگر کمی به آن بیشتر دقت کنیم متوجه آن خواهیم شد تفاوتی نمی کند که یک برند چند هزار میلیارد دلاری باشد یا حتی یک وسیلهی ساده که هر روز آن را میبینید. داستانی که در مورد آن بحث میکنیم مجموعهای از رخدادها،بالا و پایینها،شکستها،پیروزیها،عواطف و احساساتی است که هر فردی را با خود درگیر میکند. در نهایت،باید بگوییم آدمها عاشق روایتگری و شنیدن آنها هستند؛ زیرا آنها را الهامبخش و عاملی برای برانگیختن احساسات میدانند. به همین دلیل است که هر برند امروزی حاوی مجموعهای از بحثهایی است که در مورد شکلگرفتنش بیان میشود.
برندهایی که با داستان ماندگار شدند :
۱.اپل
تغییر دینای فناوری ویژگی که دو جوان ساده را در یک زیرزمین واقع در کالیفرنیا، ترغیب به شروع رویایی کرد که باعث تولد شرکتی به نام اپل شد؛ برندی که نهتنها محصولاتش، بلکه داستانهایش هم مردم را درگیر میکند.برندی که جایگاه خود را مثل یک شورشی در صنعت باز کرد و با آرم سیب گاز زده تبدیل به نمادی از خلاقیت و نوآوری شد همچنین توانست این امر را ثابت کند که هر محصولی که به بازار روانه میکند، موضوعی از تلاش، تفکر بزرگ و شکستن قواعد را روایت میکند. از مکینتاش تا آیفون، هر کدام تجربهای منحصر به فرد برای کاربران به ارمغان میآورد.داستان اپل به ما یادآوری میکند که قدرت راویگری میتواند ارتباط عمیقی با مخاطب برقرار کند. مجموعهای که نشان داده چگونه یک داستان میتواند الهامبخش بوده و مردم را به وجد آورد.
۲.کوکاکولا
تبلیغات کریسمس کوکاکولا به یک افسانه تبدیل شده است. شرکتی که با حفظ ثبات در پیامرسانی، داستانی جذاب را برای سالهای متمادی روایت کرده است. جالب اینجاست که در اکثر تبلیغات، کمتر از خود نوشیدنی و محصولی که تولید میکنند صحبت میشود در حالیکه کوکاکولا بیش از ۱۳۰ سال است که تشنگی را رفع و مردم را دور هم جمع میکند و همواره تمرکز را بر تصویری دوستانه و بخشی ضروری از گردهماییهای اجتماعی معرفی میکند. در واقع، کوکاکولا به ما یادآوری میکند که نوشیدنیها تنها بخشی از یک تجربهی زودگذر نیستند؛ بلکه سببساز به وجود آمدن لحظات مشترک و شادیهای اجتماعی زیادی هستند که حائز اهمیتاند.
۳.والت دیزنی
صاحب کمپانی که با آرزویی بزرگ پا به میدان گذاشت و آن را در ساختن قلمرویی دلربا سرشار از سرگرمی و تخیل میدید. او همواره به دنبال پاسخی برای این سوال بود که “خط داستانی که توان لمس روح انسان را دارد چیست؟” و در همین نقطه بود که جادو برای او آغاز شد.
دیزنی با خلق شخصیتهایی چون میکی ماوس و دنیای شگفتانگیز دیزنیلند، توانست قلبها را تسخیر و ثابت کند که داستانها میتوانند ما را به سفرهای خیالی ببرند و احساسات عمیقتری را در ما بیدار کنند. در اصل، دیزنی به همهی ما یادآوری کرد که قدرت تخیل میتواند زندگی را رنگینتر و رویاهایمان را به واقعیت تبدیل کند.
۴.نایک
برندی که با نام “Blue Ribbon Sports” سفر خود را شروع و اعتقاد داشت که نمادی از تلاشی بیوقفه برای عظمت ورزش میدانست. شعار انگیزهبخش “فقط انجامش بده” برای یادآوری اینکه هر قدمی که بردارید برای رسیدن شما به سوی هدف، مهم است. این برند با روحیهای قوی و انگیزهای بینظیر، ما را ترغیب میکند تا از مرزها فراتر برویم و به چالشها پاسخ دهیم. نایک نهتنها یک برند، بلکه یک حرکت برای تحقق آرزوهاست.
۵.لگو
با ریشههای محکم در یک کارگاه دانمارکی، امروزه از آن به عنوان نمادی از خلاقیت و تخیل یاد میشود. برندی که در سال ۱۹۳۲ تأسیس و به سرعت به یکی از محبوبترین برندهای اسباببازی در جهان تبدیل شد. لگو توانست منبع الهام به کودکان شود و فراتر از یک کمپانی تولید محصولات مختص بچهها گام بردارد و فضایی برای شکلدهی و ایجاد نوآوری برای همه سنین فراهم میکند.برندی که با تأکید بر بازی آزاد و ساختوساز، به افراد مختلف این امکان را میدهد که دنیای خود را بسازند و داستانهای جدیدی را خلق کنند. قابلیت تبدیل هر قطعه به هزاران شکل مختلف و امکان ساخت چیزهایی که هیچوقت تمام نمیشود ویژگی بارز این تجارت دوستداشتنی است. لگو نه تنها موفق شد در زمینهی توسعه مهارتهای حرکتی و تفکر منطقی تاثیرگذار باشد، بلکه ارتباطات اجتماعی و همکاری را نیز ترویج میدهد.از مجموعههای کلاسیک تا همکاری با فیلمها و برندهای محبوب، این برند به طور مداوم در حال نوآوری و گسترش با حفظ ارزشهای اصلی خود میباشد.
۶.آمازون
داستان جف بزوس، از یک استارتاپ کوچک تا تبدیل شدن به غولی در دنیای تجارت الکترونیک، نمادی از تکامل یک ایده است. او در سال ۱۹۹۴ آمازون را با هدف سادهای آغاز کرد: فروش کتابها آنلاین. اما این شروع، سرآغازی برای انقلابی موثر در خرید و فروش بود.
آمازون با شتاب مثالزدنی فراتر از کتابها رفت و مسیر مبدل شدن به یک پلتفرم جامع را پیمود و همه چیز را از لوازم خانگی تا فناوری ارائه میدهد. راز موفقیت آنها در نوآوری مداوم و وسواس نسبت به مشتری نهفته است. هر تصمیمی که گرفته میشود، با تمرکز بر نیازهای مشتریان شکل میگیرد و این رویکرد باعث ایجاد تجربهای بینظیر برای کاربران شده است.
۷.ایکیا
داستان برند با هدف تبدیل مبلمان از کالای لوکس به نیازهای مقرون به صرفه،گره خورده است و موفق شد که انقلابی در بازار ایجاد کند. از زمان تأسیس خود در سوئد، IKEA به سمبلی از طراحی مدرن و کاربردی تبدیل شد و با ارائه محصولاتی که هم زیبا و هم قابل دسترس هستند، خود را به میلیونها نفر در سراسر جهان شناساند و امکان این را داد که خانههای خود را با سلیقه و هزینهای معقول تزئین کنند. IKEA با طراحیهای هوشمندانه و کاربرپسند، نه تنها زیبایی را به زندگی روزمره میآورد، بلکه به راحتی نصب و استفاده از آنها نیز توجه کرده است. داستان IKEA، شاید نمونهای از این است که چگونه میتوان با تعهد به خلاق بودن و ارزشها، انتظارات را نادیده گرفت و به موفقیتی بزرگ دست یافت.
۸.مایکروسافت
بیل گیتس و پل آلن، بنیانگذاران مایکروسافت، با یک ایده ساده اما متحولانه شروع کردند: ایجاد نرمافزاری که به کامپیوترها جان ببخشد. با تمرکز بر توسعه سیستمعامل ویندوز، مایکروسافت به سرعت شیوه کار، ارتباط و زندگی روزمره ما را تغییر داد. کمپانی که نه تنها به کاربران امکان دسترسی به فناوری را میداد، بلکه به شرکتها و سازمانها نیز ابزارهای قدرتمندی برای بهبود کارایی ارائه کرد.مایکروسافت با نوآوریهای مداوم و درک عمیق از نیازهای بازار، به توسعهی دامنهی فعالیتهای خود پرداخت. از نرمافزارهای کاربردی تا خدمات ابری و هوش مصنوعی، این برند همواره در خط مقدم فناوری قرار دارد.
Airbnb.9
Airbnb، پلتفرمی که از هماتاقیها و فضاهای مشترک شروع و به مسافران تجربههای منحصربهفردی را ارائه میدهد که فراتر از یک اقامت ساده است. داستان این برند حول محور ایجاد حس تعلق، ارتباط و اجتماع از طریق سفر میچرخد.با ورود به محلهای اقامت متعلق به این شرکت، هر مسافر این فرصت را دارد که به قلب فرهنگهای مختلف نفوذ و با مردم محلی ارتباط برقرار کند. این برند به جای صرفاً ارائه یک مکان برای خواب، فضایی را میسازد که در آن خاطرات و تجربیات جدید شکل میگیرند.همچنین به گروههای مختلف این امکان را میدهد که خانههای خود را به اشتراک گذاشته و همزمان درآمدی اضافی کسب کنند و بتوانند به مسافران احساس خوشامدگویی و گرمای به یادماندنی هدیه بدهند. این تعاملات انسانی، جذابیت سفر را دوچندان و حس اجتماع را در دنیای مدرن تقویت مینماید.
۱۰.پورشه
با ریشههای عمیق در آتش موتوراسپرت و دقت مهندسی، هویتی منحصر به فرد پیدا کرده است که هم با محصولاتش عجین شده و هم با روایتهای گیرای خود، توانسته الگویی از تصویر خودروهای لوکس و با کارایی بالا در ذهن همگان ساخته است. پورشه یعنی تجربهای فراتر از رانندگی؛ یعنی شتاب، هیجان و آرمانگرایی در هر جاده.
۱۱.تسلا
با جاهطلبی ایلان ماسک، ماموریتی برای این کمپانی تعریف کرد که باید به جهت منجنیق کردن جهان به سمت انرژی پایدار راه را طی کند از طراحی و تولید وسایل نقلیه الکتریکی تا راهحلهای تجدیدپذیر، داستان این برند در مورد به چالش کشیدن وضعیت موجود و هموار کردن مسیر برای آیندهای بهتر و باثباتتر است.
۱۲.بن و جری
شرکت بستنیفروشی، با ترکیب اشتیاق به عدالت اجتماعی و مراقبت از محیط زیست، نامی ماندگار برای خود ساخته است. داستان برندش شامل فعالیتهای مردمی، تأمین منابع از تجارت منصفانه و مشارکت در جامعه است و به عبارتی هر قاشق از بستنیاش طعمی فراموشنشدنی و پیامی از امید و تغییر را به همراه دارد.
۱۳.هارلی دیویدسون
این سازنده موتورسیکلت آمریکایی با روح سرکش و هیجان، داستانی از پشتکار و نوآوری را بازگو میکند. سوار شدن به هارلی دیویدسون تنها یک روش حمل و نقل نیست؛ بلکه یک شیوه زندگی است. این برند، که کهنالگوی Outlaw را به دوش میکشد، به شما احساس آزادی و ماجراجویی در هر جادهای میدهد.
۱۴. پاتاگونیا
نمادی از پایداری در صنعت فضای باز است، جایی که موفقیت تجاری و حفاظت از محیط زیست همزیستی دارند. این برند داستانی از عشق به طبیعت و استفاده از تجارت به عنوان نیرویی برای خیر را روایت میکند. پوشیدن پاتاگونیا تنها یک انتخاب مد نیست؛ بلکه بیانی از ارزشها و تعهد به زمین است.
Under Armour.15
داستان Under Armour از زیرزمین مادربزرگ کوین پلانک آغاز و نهایتا به یک غول جهانی پوشاک ورزشی تبدیل شد. داستانهای Under Armour بر اهمیت عزم، سختکوشی و پشتکار در رسیدن به موفقیت تأکید میکنند.
قلمروی خلاقیت و احساسات
داستانها عواطف، احساسات،تجربیات و اتفاقات مختلف را در وجود ما برمیانگیزند و به ما کمک میکنند تا با تمام حوادث وواقعیتهای پیرامون خود ارتباط برقرار کنیم. بنابراین وقتی یک برند می تواند از این ویژگی در جهت بازگو کردن سلسله حوادثی صحبت کند و یا موضوعی را از اهداف و آمال خود با دیگران مشترک شود در عمل قدرتی پیدا میکند که دیگر قابل از بین رفتن نیست و توانسته گروه مخاطب را به راحتی بخشی ا داستان خود کند و نوعی از احساس تعلق یا وفاداری را در آنها زنده نگهدارد.پس ارتباطات معنادار بسازید و از تحقق آرزوهای جمعی تا شخصی تلاش کنید مجموعهای بسازید که برای همگان قابل لمس و درک باشد.