چالش بودجه‌ی تبلیغات دیجیتال در سال ۱۴۰۴

چالش بودجه‌ی تبلیغات دیجیتال در سال ۱۴۰۴

تورم صعودی در کنار رشد نرخ‌های مختلف در بازار و جهانی پر از هیاهو فضایی ساخته است که تقریبا اکثریت را مجبور به تغییر یا فکر به ایجاد تمایز کرده است و سوالی بسیار سخت را در ذهن شرکت‌ها و بازاریاب‌ها به وجود آورده است. بیش از هر زمان دیگری باید بدانیم در دنیایی که به سرعت در حال تحول است و تکنولوژی به طور مداوم نحوه ارتباط برندها با مخاطبان را دگرگون می‌کند، تخصیص هوشمندانه بودجه‌های بازاریابی می‌تواند تفاوت بزرگی در موفقیت کمپین‌ها ایجاد کند.برای کشف اینکه بازاریاب‌ها در این شرایط چگونه قصد دارند منابع خود را مدیریت کنند، از ۱۱,۰۹۳ متخصص بازاریابی نظرسنجی کردیم تا ببینیم آن‌ها چگونه دلارهای بازاریابی خود را در کانال‌های مختلف سرمایه‌گذاری خواهند کرد و چه استراتژی‌هایی برای تخصیص بودجه در هر بخش دارند. این داده‌ها نه تنها تصویری روشن از روندهای پیش‌رو ارائه می‌دهند، بلکه به برندها کمک می‌کنند تا در این دوران تغییرات سریع اقتصادی و سیاسی، بهترین تصمیمات را برای تخصیص منابع خود اتخاذ کنند.در این مقاله از پازل، به بررسی نتایج این نظرسنجی خواهیم پرداخت و نگاهی خواهیم انداخت به چگونگی تنظیم بودجه‌های بازاریابی در سال ۱۴۰۴ که بی‌شک برای تعداد بیشماری تعیین کننده خواهد بود. روندهایی که برندها باید در نظر بگیرند و چطور می‌توانند با برنامه‌ریزی دقیق، بیشترین بهره را از منابع خود ببرند.

بودجه بازاریابی

بودجه بازاریابی چیست؟
 رانا بانو، استراتژیست محتوا، به‌طور ساده توضیح می‌دهد: “بودجه بازاریابی، مبلغ مشخصی از پول است که یک شرکت برای پیشبرد فعالیت‌های بازاریابی خود اختصاص می‌دهد.” این توضیح شاید ساده به نظر برسد، اما در حقیقت، قلب استراتژی‌های بازاریابی و تبلیغاتی هر برند را شکل می‌دهد.او اضافه می‌کند: “این بودجه به شما کمک می‌کند تا تصمیم بگیرید چقدر باید برای تبلیغات و جذب مشتری هزینه کنید، و به نوعی نقشه‌ راه مالی شما برای رسیدن به اهداف تجاری خواهد بود.” اما در عمل، یک بودجه بازاریابی موفق دقیقاً چه ویژگی‌هایی دارد؟ درست مثل هر استراتژی دیگر، تقسیم بندی بودجه بازاریابی بسته به صنعت، اندازه شرکت و اهداف خاص آن متفاوت است.برای مثال، شرکت‌هایی که تمرکز زیادی بر تبلیغات دیجیتال دارند، معمولاً ترجیح می‌دهند که بودجه خود را بین کانال‌های آنلاین مختلف، مانند تبلیغات گوگل یا تبلیغات اینستاگرام، تقسیم کنند. این تقسیم‌بندی به آن‌ها این امکان را می‌دهد که به‌طور دقیق‌تری مشخص کنند هر پلتفرم چه سهمی از منابع مالی را به خود اختصاص می‌دهد و بر اساس آن استراتژی‌های بهینه‌تری تدوین کنند.در طرف مقابل، برندهایی که کمتر به تبلیغات دیجیتال تکیه دارند، ممکن است بیشتر بر رسانه‌های سنتی مانند تبلیغات تلویزیونی، رادیویی یا بیلبوردها و حتی رویدادهای حضوری تمرکز کنند. برای این کسب‌وکارها، تخصیص بودجه به بخش‌های مختلف مانند هزینه‌های محل برگزاری، غذا، تدارکات و اقلام تبلیغاتی می‌تواند بهترین روش باشد.در نهایت، نحوه تخصیص بودجه به هر کسب‌وکار این فرصت را می‌دهد تا منابع خود را به شیوه‌ای مؤثر و هدفمند مدیریت کند. بودجه بازاریابی نه تنها به شفافیت در روند تصمیم‌گیری کمک می‌کند، بلکه باعث می‌شود کمپین‌های تبلیغاتی به بهترین شکل ممکن اجرا شوند و در نتیجه به دستاوردهای بزرگ‌تری منتهی شوند.

موارد همیشگی بازاریابی دیجیتال

ویدئوهای کوتاه – با دارا بودن آمار بازده بالا به وضوح تاثیرات زیادی بر روی جذب توجه مخاطب در لحظه را داشته است و توانسته به راحتی تبدیل به ابزاری قوی برای افزایش تعامل و بازده می‌شود.

تصاویر – تصاویری که پیام شما رو به سرعت منتقل و مخاطب رو بدون نیاز به توضیحات طولانی جذب می‌کنند نیز همیشه موثر هستند.

پخش زنده ویدیو – پخش زنده ویدیوها تعامل فوری و ارتباط مستقیم با مخاطب رو امکان‌پذیر می‌کنند
مصاحبه‌ها – فرمتی که به برندها یاری می‌رساند تا از زبان افراد معتبر و کارشناسان، اعتبار بیشتری به کسب و کار اضافه شود.

پست‌های وبلاگ – همچنان از ابزارهای اثربخش برای افزایش ترافیک سایت و ارتباط با مخاطبان هستند.

سئو

سئو

بر اساس تحقیقات اخیر، ۴۴ درصد از بازاریابان اعلام کرده‌اند که قصد دارند بودجه سئوی خود را در سال‌های آینده افزایش دهند. دلیل اصلی این تصمیم این است که بسیاری از آن‌ها همچنان به قدرت آن اعتقاد دارند و معتقدند این استراتژی به‌خوبی عمل می‌کند. به‌ویژه این که نتایج حاصل از هوش مصنوعی تأثیر قابل توجهی بر ترافیک ارگانیک وب‌سایت‌ها نداشته است، به همین دلیل بازاریاب‌ها تمایل دارند منابع بیشتری را به این حوزه اختصاص دهند.در سوی دیگر، ۳۹ درصد از بازاریابان قصد دارند بودجه سئوی خود را ثابت نگه دارند. این گروه به‌طور کلی از عملکرد سئو راضی هستند و باور دارند که این استراتژی همچنان برای کسب‌وکارهایشان مفید است و به نتایج مطلوبی دست می‌یابند.اما ۱۷ درصد از بازاریابان برنامه دارند تا بودجه سئوی خود را کاهش دهند. دلایل این تصمیم متنوع است. یکی از بزرگ‌ترین نگرانی‌ها، تغییرات مکرر در الگوریتم‌های موتورهای جستجو است که موجب نوسانات در ترافیک سایت‌ها می‌شود و به‌ویژه باعث تجربه روند نزولی در برخی مواقع می‌گردد. از سوی دیگر، بسیاری از این بازاریابان نگران آینده جستجوها و تاثیرات پیشرفت‌های هوش مصنوعی هستند، چرا که این تکنولوژی‌ها می‌توانند باعث تغییرات اساسی در نحوه نمایش نتایج جستجو و رتبه‌بندی‌ها شوند.این آمار نشان می‌دهد که در حالی که سئو هنوز به‌عنوان یکی از استراتژی‌های اصلی بازاریابی دیجیتال شناخته می‌شود، چالش‌هایی نیز در این مسیر وجود دارد. در نهایت، بازاریاب‌ها باید برای مدیریت بودجه‌های خود در این حوزه به دقت به روندهای آینده و تحولات فناوری توجه کنند.

شبکه‌های اجتماعی

براساس تحولات پیش آمده چیزی در حدود ۲۵ درصد از بازاریابان قصد دارند بودجه اجتماعی ارگانیک خود را افزایش دهند. دلیل اصلی این تصمیم این است که رسانه‌های اجتماعی ارگانیک به برندها فرصتی بی‌نظیر می‌دهند تا مخاطبان با کسب‌وکارشان آشنا شوند، حتی اگر این آشنایی منجر به تبدیل‌های فوری نشود. در حقیقت، این نوع بازاریابی به برندها کمک می‌کند تا ارتباطی عمیق و بلندمدت با مشتریان خود برقرار کنند و اعتبارشان را در جامعه آنلاین افزایش دهند.در مقابل، ۱۷ درصد از بازاریابان قصد دارند بودجه اجتماعی ارگانیک خود را ثابت نگه دارند. این گروه بر این باورند که حضور در پلتفرم‌های اجتماعی به‌طور فزاینده‌ای ضروری است. چرا که رسانه‌های اجتماعی به‌عنوان محل تجمع مخاطبان و یک ابزار کلیدی برای تعامل با مشتریان، جایگاه ویژه‌ای در استراتژی‌های بازاریابی دارند. در واقع، این پلتفرم‌ها همچنان به برندها کمک می‌کنند تا ارتباط مستمر با مخاطبان خود برقرار کنند و پیام‌های خود را به شکلی مؤثر به گوش آن‌ها برسانند.اما ۵۸ درصد از بازاریابان تصمیم دارند بودجه خود را در بخش اجتماعی ارگانیک کاهش دهند. دلیل اصلی این تصمیم، کاهش دسترسی ارگانیک به مخاطبان است. بسیاری از برندها متوجه شده‌اند که باوجود تلاش‌های فراوان، دسترسی به مخاطبان از طریق پست‌های ارگانیک به‌طور مداوم کاهش می‌یابد و آن‌ها با چالش‌های قابل توجهی در جلب توجه مخاطب مواجه می‌شوند. این وضعیت باعث شده تا برخی از بازاریابان به این فکر کنند که سرمایه‌گذاری بیشتر در این حوزه ممکن است بازدهی مناسبی نداشته باشد.این آمار نشان می‌دهد که در حالی که رسانه‌های اجتماعی همچنان از ابزارهای قدرتمند ارتباط با مخاطب به شمار می‌روند، برندها باید با دقت بیشتری به تحلیل روندهای دسترسی و تعاملات ارگانیک خود پرداخته و تصمیمات استراتژیک بهتری برای تخصیص بودجه بگیرند.

محتوا

آمار بدست آمده نشان داده است که ۶۳ درصد از بازاریابان قصد دارند بودجه محتوای خود را افزایش دهند و این تصمیم پشت سر خود دلایل جالبی دارد که نشان‌دهنده تغییرات بزرگ در دنیای بازاریابی است. سه دلیل اصلی برای این تصمیم عبارتند از:

تنوع قالب‌ها و نیاز به انعطاف‌پذیری بیشتر: بازاریابان امروز به این نتیجه رسیده‌اند که برای حضور موثر در هر پلتفرم، باید محتوای خود را در قالب‌های مختلف تولید کنند. این یعنی برای هر پلتفرم، استراتژی خاصی نیاز است و بنابراین باید بودجه بیشتری برای خلق محتوای متناسب با هر نیاز اختصاص دهند.

محتواهای انسانی در برابر هوش مصنوعی: اگرچه هوش مصنوعی در حال گسترش است، اما بسیاری از بازاریابان هنوز معتقدند که محتوای تولید شده توسط انسان تأثیر بیشتری بر مخاطب می‌گذارد. به همین دلیل، پس از کاهش بودجه در گذشته، اکنون آن‌ها دوباره قصد دارند سرمایه‌گذاری بیشتری در تولید محتوای انسانی داشته باشند و به این امید هستند که هوش مصنوعی در آینده بتواند به کاهش فشار و افزایش کارایی کمک کند.

پادکست‌ها؛ صدای برند شما: پادکست‌ها به عنوان یکی از ابزارهای بازاریابی دیجیتال در حال رشد هستند و بازاریابان متوجه شده‌اند که این کانال می‌تواند نفوذ بیشتری نسبت به قبل پیدا کند. بنابراین، بسیاری از آن‌ها تصمیم گرفته‌اند بودجه بیشتری برای تولید پادکست اختصاص دهند، چرا که پادکست‌ها فرصت‌های جدیدی برای ارتباط عمیق‌تر با مخاطبان فراهم می‌کنند.

اما در سمت دیگر، ۳۳ درصد از بازاریابان تصمیم دارند که بودجه محتوای خود را ثابت نگه دارند. دلیل اصلی این تصمیم این است که آن‌ها می‌دانند محتوای خوب می‌تواند برای انواع مختلف کمپین‌ها و پلتفرم‌ها تطبیق داده شود، بنابراین حتی اگر در برخی شبکه‌های اجتماعی بازدهی کمتری داشته باشد، هنوز هم ارزش سرمایه‌گذاری را دارد.در نهایت، ۴ درصد از بازاریابان قصد دارند بودجه خود را کاهش دهند، چرا که امیدوارند هوش مصنوعی بتواند فرآیند تولید محتوا را سریع‌تر و کارآمدتر کند، به طوری که نیازی به صرف هزینه زیاد در این بخش نباشد.این روند نشان می‌دهد که در دنیای پرتحول بازاریابی دیجیتال، برندها همچنان به قدرت محتوا اعتقاد دارند، اما در عین حال به دنبال بهینه‌سازی هزینه‌ها و استفاده از تکنولوژی‌های نوین برای تقویت استراتژی‌های خود هستند.

سئو هوش مصنوعی

طبق همین تحقیقات، ۹۷ درصد از بازاریابان قصد دارند بودجه خود را برای بهینه‌سازی سئو در پلتفرم‌های هوش مصنوعی مانند ChatGPT و SearchGPT افزایش دهند. این پلتفرم‌ها که روز به روز جایگاه خود را در دنیای دیجیتال محکم‌تر می‌کنند، اکنون به ابزاری قدرتمند تبدیل شده‌اند که می‌تواند به‌طور چشمگیری در جذب ترافیک و بهبود رتبه‌بندی سایت‌ها کمک کند—چیزی که پیش از این کمتر مورد توجه قرار می‌گرفت.در حالی که اکثر بازاریابان به سمت افزایش بودجه حرکت می‌کنند، تنها ۲ درصد از آن‌ها قصد دارند بودجه خود را ثابت نگه دارند. این گروه معتقدند که پلتفرم‌های هوش مصنوعی همچنان به آن‌ها کمک می‌کنند تا به اهداف فروش خود برسند، بنابراین تصمیم دارند به استراتژی فعلی خود ادامه دهند.اما در نقطه مقابل، ۱درصد از بازاریابان تصمیم به کاهش سرمایه‌گذاری در این پلتفرم‌ها گرفته‌اند. دلیل اصلی این تصمیم این است که این گروه هیچ نتیجه‌ای مثبت از استفاده از پلتفرم‌های هوش مصنوعی مانند ChatGPT و Perplexity برای توصیه یا معرفی محصولات و خدمات خود مشاهده نکرده‌اند و احساس می‌کنند که این ابزارها نتوانسته‌اند انتظارات آن‌ها را برآورده کنند.این روند نشان می‌دهد که اگرچه هوش مصنوعی در حال تغییر شکل بازاریابی است، اما هنوز هم برای بسیاری از بازاریابان تجربه و ارزیابی واقعی از تاثیرات آن نیاز است.

بازاریابی ایمیلی

۲۸ درصد از بازاریابان قصد دارند بودجه بازاریابی ایمیلی خود را افزایش دهند. دلایل این تصمیم به خوبی نشان می‌دهد که ایمیل مارکتینگ همچنان یکی از ابزارهای قدرتمند در دنیای دیجیتال است. نخستین دلیل این است که فهرست ایمیل‌ها به طور مداوم در حال رشد است، و به تبع آن هزینه‌ها نیز افزایش می‌یابد. علاوه بر این، با توجه به تغییرات مداوم الگوریتم‌ها در سایر پلتفرم‌ها، جمع‌آوری و حفظ ایمیل‌ها از همیشه حیاتی‌تر به نظر می‌رسد.

در مقابل، ۵۹ درصد از بازاریابان قصد دارند بودجه خود را در این بخش ثابت نگه دارند. دلیل اصلی این تصمیم این است که ایمیل مارکتینگ همچنان به خوبی کار می‌کند و به‌عنوان یک کانال موثر و مطمئن برای ایجاد فروش و ارتباط با مشتریان شناخته می‌شود.

اما ۱۳ درصد از بازاریابان تصمیم دارند بودجه ایمیلی خود را کاهش دهند. بزرگ‌ترین دلیل این تصمیم این است که آن‌ها معتقدند با تغییر فروشنده یا پاکسازی فهرست ایمیل‌های خود، می‌توانند هزینه‌های خود را کاهش دهند و به همین ترتیب بازدهی بیشتری از کمپین‌های ایمیلی خود به دست آورند.

CRO and UX

بهبود UX در برنامه‌ی بودجه‌ی حدود ۵۹ درصد از بازاریابان قرار دارد. دلایل این تصمیم شامل مواردی چون مقابله با افزایش هزینه‌های تبلیغات، تأثیر مثبت تجربه کاربری (UX) بر رتبه‌بندی سئو، و همچنین نیاز به بهبود بازگشت سرمایه (ROI) در شرایط اقتصادی چالش‌برانگیز است.از سوی دیگر، ۲۱ درصد از بازاریابان قصد دارند بودجه خود را ثابت نگه دارند. این گروه باور دارند که سرمایه‌گذاری‌های قبلی‌شان ارزش خود را اثبات کرده و در درازمدت به بهبود بازگشت سرمایه کمک کرده است.اما ۲۰ درصد از بازاریابان برنامه دارند تا بودجه خود را کاهش دهند. دلیل اصلی این تصمیم جالب این است که آن‌ها احساس می‌کنند فرآیند بهینه‌سازی تبدیل‌ها را به حداکثر رسانده‌اند و دیگر پیشرفتی در این زمینه نمی‌بینند. این گروه معتقدند که در حال حاضر نمی‌توانند نتایج بهتری کسب کنند، بنابراین نیازی به افزایش بودجه نمی‌بینند.
شبکه‌سازی
طبق گزارش‌های اخیر، ۸۱ درصد از بازاریابان قصد دارند بودجه خود را برای ساخت جامعه افزایش دهند. این تصمیم نشان‌دهنده اهمیت روزافزون ارتباطات انسانی در دنیای دیجیتال است. دلایل اصلی این تصمیم عبارتند از:
● کاهش ارتباطات انسانی با پیشرفت هوش مصنوعی: با گسترش هوش مصنوعی، ارتباطات انسانی به تدریج کاهش یافته است و بازاریابان معتقدند که حالا بیش از هر زمانی برقراری ارتباط با مخاطب اهمیت پیدا کرده است.

● تنوع کانال‌های ارتباطی: دیگر مشتریان فقط از طریق وب‌سایت یا تلفن با برندها ارتباط برقرار نمی‌کنند. حالا کانال‌های متعددی برای تعامل با مخاطب وجود دارد که برندها باید از آن‌ها برای حفظ ارتباط مؤثر استفاده کنند.

● بازگشت رویدادهای حضوری: بسیاری از بازاریابان احساس می‌کنند که رویدادهای حضوری دوباره بازگشته‌اند و حالا حتی از گذشته هم قدرتمندتر و تأثیرگذارتر شده‌اند.

در مقابل، تنها ۳ درصد از بازاریابان قصد دارند بودجه خود را ثابت نگه دارند. دلیل این تصمیم این است که آن‌ها باور دارند که ساخت جامعه همچنان به خوبی کار می‌کند، اما به دلیل شرایط اقتصادی نمی‌توانند بودجه بیشتری به آن اختصاص دهند.
اما ۱۶ درصد از بازاریابان برنامه دارند تا بودجه خود را کاهش دهند. مهم‌ترین دلیل این تصمیم مشکلات اقتصادی است و به این نکته اشاره دارند که «ساخت جامعه» به‌عنوان یک کانال، هنوز نتایج ملموس و سریعی در بازگشت سرمایه ارائه نمی‌دهد و به همین دلیل برای آن‌ها سخت‌تر از قبل شده است که این بخش را در اولویت قرار دهند.

گروه زیادی از افراد در حدود ۵۲ درصد از بازاریابان برنامه دارند تا بودجه تبلیغاتی خود را در گوگل افزایش دهند و ۶۴ درصد نیز قصد دارند هزینه‌های تبلیغاتی خود را در بینگ بیشتر کنند. این تصمیمات ناشی از چند دلیل عمده است:
● افزایش تدریجی هزینه‌ها: هزینه‌های تبلیغات در این پلتفرم‌ها به مرور بیشتر می‌شود، اما بازاریابان همچنان آن را به‌عنوان یک سرمایه‌گذاری ارزشمند می‌بینند.

● بازگشت سرمایه مثبت (ROI): تبلیغات در این پلتفرم‌ها به طور مستقیم به افزایش بازگشت سرمایه کمک می‌کند، که دلیل محکمی برای ادامه یا افزایش هزینه‌هاست.

● رقابت کمتر در بینگ: اگرچه حجم جستجو در بینگ نسبت به گوگل کمتر است، اما این پلتفرم به دلیل رقابت کمتری که دارد، برای برخی از بازاریابان یک گزینه جذاب‌تر است.

اما گروهی از بازاریابان تصمیم دارند بودجه خود را ثابت نگه دارند. دلایل اصلی این تصمیم این است که برای آن‌ها این پلتفرم‌ها همچنان به خوبی عمل می‌کنند. با این حال، مشکلات اقتصادی نیز باعث شده که برخی از آن‌ها نتوانند هزینه بیشتری برای تبلیغات پرداختی اختصاص دهند.
در نهایت، ۳۸ درصد از بازاریابان قصد دارند بودجه خود را در گوگل کاهش دهند و ۷ درصد هم برای بینگ هزینه کمتری در نظر گرفته‌اند. دلایل این تصمیم شامل موارد زیر است:
● چالش در کسب سود با افزایش هزینه‌ها: بسیاری از بازاریابان احساس می‌کنند که با افزایش هزینه‌ها، سود کافی کسب نمی‌کنند و به همین دلیل تصمیم به کاهش بودجه گرفته‌اند.

● انتقال به پلتفرم‌های مقرون به صرفه‌تر: در پی مشکلات اقتصادی، برخی از بازاریابان ترجیح می‌دهند بودجه خود را به پلتفرم‌های کم‌هزینه‌تر منتقل کنند تا بازگشت سرمایه بیشتری داشته باشند.
تبلیغات شبکه‌های اجتماعی
بازاریابان اخیراً تصمیم گرفته‌اند بودجه تبلیغاتی خود را تا ۵۵ درصد در X افزایش دهند. چرا؟ چون تبلیغات در این پلتفرم از نظر اقتصادی مقرون به صرفه‌تر به نظر می‌رسند. به علاوه، بسیاری از آن‌ها احساس می‌کنند که X اکنون بیشتر از گذشته از جنبه‌های سیاسی پذیرفته شده است، که به جذابیت آن برای تبلیغ‌کنندگان افزوده است.
در بررسی سایر پلتفرم‌ها، افزایش بودجه‌ها به دلایلی مانند عملکرد خوب و هدف گذاری برای مقیاس‌پذیری بیشتر در جهت کسب درآمد بیشتر اتفاق افتاده است. حالا، اگر نگاهی به سایر شبکه‌های اجتماعی بیندازیم، دلایل حفظ یا افزایش بودجه‌ها کمی متفاوت است:
● فیس‌بوک: بیشتر بازاریابان تمایل دارند بودجه خود را حفظ کنند چون فکر می‌کنند این پلتفرم همچنان موثر است، اما بیشتر از آن به‌طور چشمگیر رشد نخواهد کرد، چرا که باور دارند پلتفرم‌های دیگری وجود دارند که پول را بهتر می‌توان در آن‌ها خرج کرد.

● اینستاگرام: این پلتفرم هنوز ارزش سرمایه‌گذاری دارد، اما بازاریابان معتقدند که همکاری با اینفلوئنسرها و بازاریابی مستقیم با افراد، بازگشت سرمایه بهتری را به دنبال دارد.

● یوتیوب: دلیل اصلی حفظ بودجه در یوتیوب به مسائل اقتصادی برمی‌گردد. بازاریابان نمی‌خواهند کاهش بودجه داشته باشند، چرا که عملکرد پلتفرم همچنان مؤثر است.

● TikTok: شبیه به اینستاگرام، بسیاری از بازاریابان احساس می‌کنند که این پلتفرم ارزش سرمایه‌گذاری را دارد، اما بازگشت سرمایه بیشتر با همکاری مستقیم با تأثیرگذاران به دست می‌آید.

● X: برای برخی از بازاریابان، تصمیم به حفظ بودجه در X به آینده ترافیک این پلتفرم بستگی دارد، به‌ویژه اینکه سال انتخابات نیست و ممکن است به افزایش یا کاهش مخارج بستگی داشته باشد.

● پینترست: بازاریابان نمی‌توانند حجم تبلیغات پینترست را بیشتر کنند بدون اینکه بازگشت سرمایه (ROI) آن‌ها آسیب ببیند، بنابراین ترجیح می‌دهند بودجه خود را ثابت نگه دارند.

● اسنپ‌چت: اگرچه اسنپ‌چت به اندازه دیگر پلتفرم‌ها رقابتی نیست، بازاریابان بازده خوبی از آن می‌گیرند و نمی‌خواهند آن را کاهش دهند، چرا که نسبت به شبکه‌های دیگر، ROI مناسبی دارد، اما باور دارند که اسنپ‌چت ظرفیت زیادی برای مقیاس‌پذیری ندارد.

● لینکدین: به دلیل تمرکز اصلی این پلتفرم بر B2B، بسیاری از بازاریابان احساس می‌کنند که باید بودجه خود را حفظ کنند. با این حال، مقیاس‌پذیری لینکدین به دلیل چالش‌هایی در ارزیابی ROI نمی‌تواند به سادگی گسترش یابد.

در پایان، دو دلیل رایج برای کاهش بودجه تبلیغاتی در این شبکه‌ها به چشم می‌خورد:
افزایش هزینه‌های تبلیغات که منجر به کاهش بازگشت سرمایه شده است. این امر بازاریابان را وادار به کاهش هزینه‌ها می‌کند.

برتری بازاریابی تأثیرگذار که نسبت به پرداخت مستقیم به پلتفرم‌ها ارزان‌تر و به نظر می‌رسد که بازگشت سرمایه بهتری داشته باشد.

تبلیغات سنتی

در جابجایی بودجه تبلیغاتی، با وجود تفاوت در کانال‌ها، اشتراکات جالبی مشاهده می‌شود. بسیاری از بازاریابان به طور گسترده‌ای به دنیای دیجیتال مهاجرت کرده‌اند، به این امید که فرصت‌های خرید تبلیغات با قیمت‌های تخفیفی را از دست ندهند و بیشترین بهره‌برداری را از این تغییرات به‌دست آورند.زمانی که صحبت از حفظ بودجه می‌شود، بازاریابان بیشتر به دنبال متمایز کردن برند خود از رقبا هستند. آنها احساس می‌کنند که این کانال‌ها به آن‌ها امکان می‌دهند تا با دقت بیشتری به جمعیت‌شناسی هدف دست پیدا کنند، به‌ویژه کسانی که به سمت گروه‌های سنی مسن‌تر متمایل هستند.اما وقتی به کاهش بودجه نگاه می‌کنیم، دلیل اصلی این است که بسیاری از برندها به سمت فضای دیجیتال رفته‌اند. به‌عنوان مثال، به جای سرمایه‌گذاری در یک روزنامه فیزیکی، بازاریابان ترجیح می‌دهند این هزینه‌ها را برای خرید تبلیغات در وب‌سایت‌های اخبار دیجیتال صرف کنند. یا در دنیای تلویزیون، بیشتر برندها قصد ندارند که تبلیغات خود را به طور کامل متوقف کنند، بلکه به دلیل دقت بیشتر در معیارها و گزارش‌دهی‌ها، به سمت CTV (تلویزیون متصل به اینترنت) مهاجرت می‌کنند. این تغییرات نشان‌دهنده‌ی تمایل بازاریابان به استفاده از کانال‌های با بازگشت سرمایه بهتر و قابل اندازه‌گیری‌تر است.

سایر تبلیغات

افزایش بودجه برای پادکست‌ها، اینفلوئنسر مارکتینگ و CTV اصلاً تعجب‌آور نبود، زیرا توجه و سرمایه‌گذاری در این بخش‌ها همچنان در حال رشد است. با این حال، چیزی که واقعاً جالب بود، افزایش ۸۹ درصدی در بودجه بازاریابی مجدد بود که کاملاً فراتر از انتظارات بود.

دلیل اصلی این افزایش، گران‌تر شدن هزینه‌های تبلیغات است. بازاریابان متوجه شده‌اند که به جای صرف هزینه‌های کلان برای جذب مشتریان جدید، با بازاریابی مجدد می‌توانند ترافیک جذب‌شده را دوباره هدف قرار دهند و آن‌ها را به مشتریان وفادار تبدیل کنند. در واقع، اجرای تبلیغات برای بازگرداندن مشتریانی که قبلاً با برند شما در تماس بوده‌اند، ارزان‌تر از جذب مشتریان جدید است. به عبارت ساده‌تر، بازاریابان در تلاش‌اند با استفاده از بازاریابی مجدد، تبلیغات سرد را به تبلیغات گرم تبدیل کنند.اما در مورد کاهش بودجه، دلایل معمول به مسائل اقتصادی و یا پایین بودن ROI برمی‌گردد. در مورد اینفلوئنسر مارکتینگ، دلیل کاهش هزینه‌ها بیشتر به چالش‌های مدیریتی داخلی و همچنین هزینه‌های بالای نگهداری روابط با اینفلوئنسرها مربوط می‌شود. این فرآیند زمان‌بر و هزینه‌بر می‌تواند برای بسیاری از برندها مشکل‌ساز باشد.

تحولات بودجه زیر سایه‌ی تغییرات اقتصادی

فقط ۱۷ درصد از شرکت‌های B2C و ۱۵ درصد از شرکت‌های B2B برنامه دارند تا بودجه خود را در سال جاری کاهش دهند. بیشتر این تصمیمات به مشکلات اقتصادی، کمبود بودجه، یا دشواری در گرفتن وام برمی‌گردد.اما نکته جالب اینجاست که اکثر بازاریابان و شرکت‌ها با نگاه مثبت به سال جدید می‌نگرند و بودجه‌های خود را افزایش داده‌اند.در دنیای دیجیتال در ابعاد جهانی، کسب‌وکارها این فرصت را پیدا می‌کنند تا که در کنار رقابت فشرده، با استفاده از ابزارهای نوین و تبلیغات آنلاین، همچنان به رشد و توسعه خود ادامه دهند. اما در ایران، این روند بیشتر تحت تأثیر محدودیت‌های داخلی و چالش‌های سیاسی و اقتصادی قرار دارد و تجارت باید با دقت بیشتری به سرمایه‌گذاری‌های دیجیتال نگاه کنند.



تماس با ما